المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

473

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

ندارم ، فرمود : به خدا قسم دروغ ميخورى در صورتى كه ( 200 ) دينار ذخيره كرده‌اى ؟ بعدا فرمود : اين سخن را از اين جهت به تو نگفتم كه به تو عطائى نكنم ، بغلام خود فرمود : موقعى كه به خانه رفتى ( 100 ) دينار به اين شخص بده ، بعد از آن به من فرمود : آيا نه چنين است كه تو در موقع احتياج از آن ( 200 ) دينار محروم خواهى شد ؟ . بعد از اين حرفى كه امام فرمود من ناچار شدم كه آن ( 200 ) دينار را خرج كنم ، وقتى كه رفتم آن پول را بردارم ديدم پسرم از محل آن با خبر شده و آن پول را برداشته و فرار كرده . 36 - از على بن زيد روايت شده كه گفت : من اسبى داشتم كه از آن تعجب ميكردم ، يك وقت نزد امام حسن عسكرى عليه السّلام رفتم ، امام به من فرمود : اسب تو چگونه است ؟ گفتم : اسبم درب خانه است ، فرمود : اگر مقدور شد قبل از اينكه شب شود آن را عوض كن ! من از حضور آن حضرت مرخص شدم ، بفكر فروش اسب بودم ، از فروش آن خوددارى كردم در صورتى كه آن اسب طالب و راغب زيادى داشت آن را بيشتر از قيمتش ميخريدند . وقتى كه شب شد نگهبان آن اسب در حال گريه و ناله آمد و گفت : اسب تو مرد ، من اندوهگين شدم و بعد از چند روز خدمت امام حسن عسكرى رفتم ، با خود در اين فكر بودم كه آيا اسبى نظير آن نصيب من خواهد شد ؟ امام فرمود : آرى ، اسبى مثل آن اسب نصيب تو خواهد شد . بعد از آن بغلام خود فرمود : آن اسب تازى مرا كه سوار مىشوم بعلى بده ، اين اسب از اسب تو زيباتر ، عمر آن بيشتر ، از اسب تو زرنگ‌تر و قويتر .